سيد صادق سجادى

56

تاريخ برمكيان ( فارسى )

داد و بنياد عدل نهاد و دست احسان گشود امّا هيبتى سخت در دلها ايجاد كرد « 1 » . از آنجا كه بنابر همين روايت ، حكومت او بر موصل از 148 ق آغاز شده و در سال 155 ق هنوز بر آن منصب بوده « 2 » ، پس حدس بارتولد كه آورده خالد تا 152 ق حكومت طبرستان را در دست داشته نبايد درست باشد . از روايت ديگرى از ابن اثير برمىآيد كه خالد بعدا اين حكومت را از دست داد ولى يك بار ديگر در 158 ق باز به سبب استيلاى كردان و پريشانى اوضاع موصل ، به حكومت آنجا بازگشت « 3 » . اينكه آورده‌اند خالد كهنسال اندكى پيش از مرگ منصور حكومت موصل يافت « 4 » بايد فقط ناظر بر همين دورهء اخير باشد . شايد واگذارى مأموريت سركوب خوارج آذربايجان به خالد « 5 » در همين فترت ميان دو دوره حكومت او بر موصل ، و به احتمال قوى در ايّام حكومت يحيى بن خالد بر آذربايجان « 6 » رخ داده باشد . به رغم موفقيتهايى كه خالد در مأموريتها و حكومتها به دست مىآورد ، گفته‌اند كه وى در ايّام منصور سه بار دچار مصادرهء اموال شد « 7 » . در اوايل عصر خلافت مهدى ( 158 - 169 ق ) ، خالد گويا حكومت رى يافت . چون ونداد هرمز در طبرستان سر به شورش برداشت ، خالد خليفه را به لشكركشى به آن ديار تشويق كرد « 8 » . دربارهء خالد و موقعيتش درين دوره فقط ابن الابار آورده كه مهدى او را حكومت فارس داد و خالد هم فرزند خود يحيى را بدانجا فرستاد . به گزارش او مدتى بعد ، از خالد نزد مهدى سعايت كردند و كار به مصادرهء اموالش انجاميد « 9 » . به نظر مىرسد كه اين مورخ ، حوادث عصر منصور را با دوره مهدى خلط كرده است . در 163 ق هم از خالد در لشكركشى به يكى از دژهاى رومى موسوم به سمالو ياد شده است . حسن و سليمان برادران خالد نيز او را در اين لشكركشى همراهى مىكردند و گفته‌اند يحيى بن خالد نيز سررشته‌دار كارهاى هارون وليعهد دوم مهدى در اين پيكار بود « 10 » . خالد در همين تاريخ و به روايت

--> ( 1 ) . طبرى ، 8 / 56 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 5 / 585 . ( 2 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 8 . ( 3 ) . همان ، 6 / 15 - 16 . ( 4 ) . مسعودى ، مروج ، 4 / 361 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 6 / 16 ؛ نيز بارتولد ، خليفه و . . . ص 89 . ( 5 ) . گرديزى ، زين الاخبار ، ص 151 . ( 6 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 16 . ( 7 ) . گرديزى ، ص 151 . ( 8 ) . مينوى ، مازيار ، 5 - 6 ؛ ابن اسفنديار 126 - 132 ؛ صديقى ، 80 - 81 . ( 9 ) . اعتاب الكتاب ، 67 . ( 10 ) . طبرى ، 8 / 146 - 147 .